الشيخ المنتظري
608
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
باز مى دارد . « و امّا طول الامل فينسى الآخرة » و داشتن آرزوهاى دور و دراز آخرت را از ياد انسان مى برد ; كسى كه در فكر به دست آوردن كاخ ، ماشين ، منصب و مقام و پيدا كردن باغ آنچنانى و اين قبيل چيزهاست ، كى مىتواند به ياد آخرت و حساب و كتاب باشد ؟ كوتاهى عمر دنيا « اَلاَ وَاِنَّ الدُّنْيَا قَدْ وَلَّتْ حَذَّاءَ ، فَلَمْ يَبْقَ مِنْهَا اِلاَّ صُبَابَةٌ كَصُبَابَةِ الْإِنَاءِ اصْطَبَّهَا صَابُّهَا » ( آگاه باشيد كه دنيا به سرعت و تندى رو مى گرداند ، پس باقى نمانده از آن مگر ته مانده اى مانند باقى مانده آب ظرفى كه كسى آن را ريخته است . ) « ولّت » يعنى پشت كرده است . « حذّاء » به معناى سريع است ، البتّه در بعضى نسخه ها « جذّاء » نقل شده ، ( 1 ) اگر اين درست باشد به معناى قطع است . پس معناى جمله بنابر اين كه « حذّاء » باشد ، يعنى آگاه باشيد كه دنيا خيلى سريع مى گذرد ; و اگر « جذّاء » باشد ، يعنى آگاه باشيد كه دنيا پشت كرده و دارد قطع خير مىكند ; مگر امروزه عمرها چند سال است ؟ و مگر شصت سال و هشتاد سال به زودى نمى گذرد ؟ قرآن مى گويد : ( حتّى اذا بلغ اشدّه و بلغ اربعين سنة ) ( 2 ) تا اين كه به رشد برسد و چهل ساله شود ; انسان وقتى به چهل سالگى رسيد به سرحدّ كمال عقل و رشد جسمى و روحى رسيده است ، تا چهل سالگى حركت به طرف قلّه است ولى بعد از چهل سالگى در سراشيبى است ، از اين پس هر كسى به انسان مى گويد تو كه عمرت را كرده اى . بنابراين دنيا به سرعت درگذر است « فلم يبق منها الاّ صبابة » ; اين جمله يك تشبيه بسيار زيبايى است براى بى ارزشى دنيا . « صُبابة » بر وزن فُعَالَة است ، اين وزن
--> 1 - اين قول را مرحوم سيّد رضىّ در آخر همين خطبه در نهج البلاغه نقل مىكند . 2 - سوره احقاف ، آيه 15